دعای احتجاب

احْتَجَبْتُ‏ بِنُورِ وَجْهِ اللَّهِ الْقَدِیمِ الْکَامِلِ  دور من حجاب کشیده شد توسط نور ذات خداوندی که قدیم وکامل است

وَ تَحَصَّنْتُ بِحِصْنِ اللَّهِ الْقَوِیِّ الشَّامِلِ حصار کشیده شدم توسط دژهای خداوندی که قوی است و شامل همه چیز است

وَ رَمَیْتُ مَنْ بَغَی عَلَیَّ بِسَهْمِ اللَّهِ وَ سَیْفِهِ الْقَاتِلِ کسی که با من دشمنی کرد با تیر الهی مورد هدف قرار گرفت و با شمشیر الهی بر او یورش بردم

اللَّهُمَّ یَا غَالِباً عَلَی أَمْرِهِ خدایا! ای کسی که بر امور دشمن من غالب هستی!

وَ یَا قَائِماً فَوْقَ خَلْقِهِ  و ای کسی که بر امور مخلوقات خود مسلطی!

وَ یَا حَائِلًا بَیْنَ الْمَرْءِ وَ قَلْبِهِ ای کسی که حائل هستی بین انسان و قلبش

حُلْ بَیْنِی وَ بَیْنَ الشَّیْطَانِ وَ نَزْغِهِ  بین من و شیطان و فتنه های او مانع شو

وَ بَیْنَ مَا لَا طَاقَةَ لِی بِهِ مِنْ أَحَدٍ مِنْ عِبَادِکَ  و مانع شو میان من و آنچه که طاقت آن‌ را از هیچ‌ یک از بندگانت ندارم

کُفَّ عَنِّی أَلْسِنَتَهُمْ وَ اغْلُلْ أَیْدِیَهُمْ وَ أَرْجُلَهُمْ خدایا! مرا از زبان آن ها حفظ کن، دست و پای آن ها را از تعدی باز دار

 وَ اجْعَلْ بَیْنِی وَ بَیْنَهُمْ سَدّاً مِنْ نُورِ عَظَمَتِکَ و میان من و آن ها مانعی از نور عظمت خود و حجابی قرار ده

وَ حِجَاباً مِنْ قُوَتِک وَ جُنْداً مِنْ‏ سُلْطَانِکَ  و حجابی از قدرت خود و سپاهی از سلطنت خود قرار ده

فَاِنَّکَ حَیٌّ قَادِرٌ  همانا تو زنده و قدرتمند هستی

اللَّهُمَّ اَغْشُ عَنِّی أَبْصَارَ النَّاظِرِینَ خدایا! چشم‌زخم بدِ بینندگان را از من بپوشان

 حَتَّی أَرِدَّ الْمَوَارِدَ وَ اغْشُ عَنِّی أَبْصَارَ النُّورِ وَ أَبْصَارَ الظُّلْمَةِ وَاَبصارَالمُریدین الیَسوء

تا موارد چشم زخم به خودشان برگردد و بپوشان مکر و حیله ی آن ها را تا در امان باشم از دید نور و ظلمت و مریدی آن ها را

حَتَّی لَا أُبَالِیَ مِنْ أَبْصَارِهِمْ‏ تا این‌که دیدگانشان نسبت به من بی‌اعتنا شود

 "یَکادُ سَنا بَرْقِهِ یَذْهَبُ بِالْأَبْصارِ به زودی درخشندگى برق نور الهی دیده‌ها را کور می کند

 یُقَلِّبُ اللَّهُ اللَّیْلَ وَ النَّهارَ خداوند شب را به روز و روز را به شب تبدیل می کند

 إِنَّ فِی ذلِکَ لَعِبْرَةً لِأُولِی الْأَبْصارِ مسلماًدراین تبدیل عبرتى براى صاحبان بصیرت است

 "بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ کهیعص‏

 کفایَتُنا وَ هُوَ حَسبی خداوند کفایت کننده ماست و او کافیست

"بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ حم عسق‏

 حِمایَتُنا وَ هُوَ حَسبی خداوند حمایت کننده ماست و او کافیست

کَما أَنْزَلْناهُ مِنَ السَّماءِ ماءِ فَاخْتَلَطَ بِهِ نَباتُ الْأَرْضِ فَأَصْبَحَ هَشِیماً تَذْرُوهُ الرِّیاحُ مانند آبى است که آن‌را از آسمان نازل کنیم، پس گیاه زمین به وسیله آن بروید،   آن گاه خشک و ریز ریز شود که بادها آن‌را به هر سو پراکنده کنند

هُوَ اللَّهُ الَّذِی لا إِلهَ إِلَّا هُوَ عالِمُ الْغَیْبِ وَ الشَّهادَةِ هُوَ الرَّحْمنُ الرَّحِیمُ او خدایى است که معبودى جز او نیست، داناى آشکار و نهان است، و او رحمان و رحیم است

یَوْمَ الْآزِفَةِ إِذِ الْقُلُوبُ لَدَی الْحَناجِرِ کاظِمِینَ روزقیامت چه نزدیک است، هنگامی که جان‏ها به گلوگاه رسد

ما لِلظَّالِمِینَ مِنْ حَمِیمٍ وَ لا شَفِیعٍ یُطاعُ براى ستمکاران هیچ دوست صمیمی که شفاعت کند وجود ندارد

عَلِمَتْ نَفْسٌ ما أَحْضَرَتْ هر کس هر عملى انجام داده را حاضر آماده می بیند

 فَلا أُقْسِمُ بِالْخُنَّسِ الْجَوارِ الْکُنَّسِ پس سوگند به ستارگانى که پنهان می شوند، و به سرعت در مدار خود جریان دارند

وَ اللَّیْلِ إِذا عَسْعَسَ وَ الصُّبْحِ إِذا تَنَفَّسَ و سوگند به شب هنگامى که ملائک عروج می کنند، و سوگند به صبح هنگامى که مى‏دمد

ص وَ الْقُرْآنِ ذِی الذِّکْرِ  سوگند به قرآن که دارای ذکر است

بَلِ الَّذِینَ کَفَرُوا فِی عِزَّةٍ وَ شِقاقٍ کسانی‌که قرآن را نمى‏پذیرند، به خود افتخار می کنند و عناد  می ورزند

شَاهَتِ الْوُجُوهُ شَاهَتِ الْوُجُوهُ شَاهَتِ الْوُجُوهُ صورت آن ها را سیاهی می پوشاند، روی آن ها سیاه می شود، کارما روی آن ها را می پوشاند(کور می شوند دیگرنمی بینند)

کَلَّتِ الْأَلْسُنُ وَ عَمِیَتِ الْأَبْصَارُ زبانشان سنگین و چشمشان کور می شود

اللَّهُمَّ اجْعَلْ خَیْرَهُمْ بَیْنَ عَیْنَیْهِمْ وَ شَرَّهُمْ تَحْتَ قَدَمَیْهِمْ خدایا! خیرشان را در میان چشم‌هایشان قرار ده و شر آن ها را در زیر پایشان بگذار

وَ خَاتَمَ سُلَیْمَانَ بَیْنَ أَکْتَافِهِمْ‏ مُهر زد سلیمان بین کتف‌هایشان

فَسَیَکْفِیکَهُمُ اللَّهُ وَ هُوَ السَّمِیعُ الْعَلِیمُ پس خداوند تو را کافى است و او شنوای داناست

صِبْغَةَ اللَّهِ وَمَنْ أَحْسَنُ مِنَ اللَّهِ صِبْغَةً  رنگ و بوی خدایی بپذیرید و چه رنگی از رنگ و بوی خدایی بهتر است

 کهیعص اِکفِنا حمعسق اِهمِنا -کهیعص: کفایت کن مارا، حمعسق :ازما حمایت کن

 سُبحانَ قادِرُ، قاهِر کافی، خداوندی را یاد می کنم که پاک و منزه، قادر و چیره وکافیست

 وَجَعَلْنَا مِنْ بَیْنِ أَیْدِیهِمْ سَدًّا وَ مِنْ خَلْفِهِمْ سَدًّا فَأَغْشَیْنَا هُمْ فَهُمْ لَا یُبْصِرُونَ و در آینده ای که در انتظار آن ها است سدّی قرار دادیم، و برگذشته ای که بر آن ها گذشت سدّی قرار دادیم ؛ و چشمانشان را پوشانده‌ایم، لذا نمی‌بینند

 صُمٌّ بُکْمٌ عُمْیٌ فَهُمْ لا یَعقِلون کرانند، لالانند، کورانند تعقل نمی کنند

أُولَئِکَ الَّذِینَ طَبَعَ اللَّهُ عَلَى قُلُوبِهِمْ وَسَمْعِهِمْ وَأَبْصَارِهِمْ  وَأُولَئِکَ هُمُ الْغَافِلُونَ آن ها کسانی هستند که خدا بر دل ها و گوش ها و چشمانشان مهر نهاده است و آن ها غافل اند

 تحصنت بذی المُلٍک والملکوت پناهنده شدم به صاحب (عوالم واقعی مَجاز) و (عوالم حقیقی)

وَاعتَصَمتُم بذی العزة، والعَظَمَتِ وَالجَبَروت و چنگ زدم به صاحب عزت و عظمت وجبروت

وَ تَوَکَلتُ عَلی الحَی ِ اَلَذی لا یَمُوت و توکل کردم بر زنده ای که هرگز نمی میرد،

دَخَلت ُ فی حرزالله و فی حفظ الله و فی امان الله من شرّ البریّة اجمعین داخل شدم در حرز و اَمانِ خداوند از شَرّ همه مخلوقات

 کهیعص حمعسق و لا حول و لاقوة الا بالله العلی العظیم. گرداگرد هستی هیچ قوتی جز به مشیت خداوند متعال و بزرگ وجود ندارد

وَصَلَّی اللَّهُ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ طاهرین بِرَحمَتِکَ یا اَرحَمَ الراحمین. و درود خدا برمحمدوخاندان