کسی که نفس خودرا بشناسد خدارا شناخته
یک رازی را میخواهم برایتان بگویم که در این سخنرانی نهفته است.
اگر هر روز به مدت دو هفته گوش کنید شاید منظور من را درک کنید.
چون ما با یکسری فرهنگ و مفاهیم غلط عادت کردیم بنابراین نمیتوانیم خودمان را با مفاهیمی که آگاهی در آن هست وفق بدهیم.
مفاهیم غلط چیست ؟ این است که برداشتمان از کلمات متفاوت است.
میخواهم تسلیم را باز کنم که از تسلیم چه برداشتی داریم و یعنی چه ؟
اولاً ما تسلیم را به عنوان شروع زندگی جدیدمان باید بپذیریم، واژه هایمان را با این تسلیمی باید عوض کنیم.
مثلا فرهنگ غلط که گفته میشود، خدا بد نده، خدا که بد نمیدهد پس این فرهنگ غلط است.
التماس دعا، اگر کسی خدا را دارد و خداوند قادر است پس التماس دعا نداریم.
باید در آغوش خدا رفت وقتی در آغوش خداوند برویم همه چیز را خودِ خداوند حل میکند، وقتی به دیگران رو میاندازیم
و دردودل میکنیم و سفره دلمان را باز میکنیم خداوند میگوید خوب برو سفره دلت را باز کن.
پس تسلیمی ما در این است که به خودِ خداوند هم نگوییم، من نمیگویم
که دعا نکنید.
البته عرایضم سنگین است باید
چندین بار گوش کنیم تا متوجه شویم.
خواستن در نخواستن است یعنی ما خداوند را باید عامل، ناظر، شاهد، قادر ببینیم و همینطور تمام اسمائی که در اسمائ الحسنیٰ، صفات خداوند را بیان کرده .
ما همچین خدایی داریم، خدایی که از کنهِ ذات ما خبر دارد .
بنابراین ما باید تصمیم مهمی در زندگیمان بگیریم و آن این است که سکوت کنیم با زبان با مردم، در دل با خداوند.