در دست بررسی
اگر انسان درهنگام بیان ذکر، دو دوتا چهارتا کند، زمان برایش به گونه‌ای می‌گذرد که گویی تمامی ندارد. مدّت زمان(چهل دقیقه)به نظر می‌رسد که سپری نمی‌شود.اما وقتی با عشق و شور و ذوق به ذکر می‌پردازد و خود را عاشق خدا می‌داند، خداوند او را به سوی خود می‌کشاند و زمان دیگر اهمیّت نمی‌یابد.شما می‌گویید که چهل دقیقه ذکر می گویم اما ناگهان می‌بینید که یک ساعت و نیم گذشته است و متوجّه نشده اید که چگونه این زمان سپری شده است؛ سپس می‌بینید ذکر گفته‌اید و دوباره به ذکر بازگشته‌اید و نخوابیدید و باقی ذکر را گفتید، همین شکاف و فاصله ها (Gap) لازم است. همان‌طور که در یکی از سخنرانی‌هایم اشاره کردم، فاصله بین دو حرف قرآن، راز و سرّی نهفته دارد؛ یعنی روح قرآن در آن نوشته‌های نانوشته پنهان است. در این موضوع اندکی تدبّر کنید. روح ذکر نیز در همین حالات از خود بی خود شدن است؛ مثلاً می‌بینید که فردی یک ساعت ذکر می‌گوید، اما تنها یک دقیقه وصل شده یا یک دقیقه را در حالت خلسه و غافل از خود و دنیای اطرافش سپری کرده است.تا زمانی که ما حضور دنیا را احساس می‌کنیم، در دنیاییم. در ذکر باید از این دنیا رها شده و دوباره به آن بازگشت که این حالت شبیه خواب است .